خرید بک لینک

بذارید یه خاطره بگم همین اول!بعد میریم برا قسمت من بیقرارم اخر عنوان!!!

یادم نیست دولت(:دی) کی بود!ولی خب من یه اقای امینی "مسئول فرهنگی واقع در اندیشه طبقه ی دوم ابتدای سالن سمت چپ "بیشتر نمیشناختم!

هی این فرمانده میگفت برو پیش اقای امینی و بگو فلان!بگو بهمان!مشکلات پی سی هموار نمیشد!

مام میدوییدیم میرفتیم پیشش!هرچی حرف میزدیم پایین بالا میپریدیم اصی انگار نه انگار...

نه حرکتی نه تحسینی نه مخالفتی....


یه روزم گفتم اه من دیگه پیش این آقای امینی نیمیرم!این اصن....0.o


خخخ!فرمانده گفت این امینی رو که ما نمیگفتیم که...!خخخ!

بعله بعله! صدا نمیاد!یه بچا صحبت میکنه!الو...الو....!


خلاصه اقا چرا رفتی چرااااا؟

اصن تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف...!

چی خب ؟کی خب؟!

دندون رو جیگگر (jigger!)بذارید تا بگم!

هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود...

د خب کی؟!اه!ای بابا!

آقا ما یه دوستی داشتیم گفتم خواهر میشد به شرطها و شروطه ها؟!

خب خب؟!

ای بابا!چرا رفتی چرااااا؟!

اهههههههه!

باشه باشه میگم!

هوچی جونم واستون بگد که طی یه جلسه ی مخفی پشت درهای بسته شایدم باز(البته که باز!)اتفاقی افتاد!که نگم بهتره!

خب باشه میگم میگم نزن! طاقتشو دارید؟!



بعله همنانطور که میبینید وقت وقت چرا رفتی چرا ئه!

آقای امینی رفت.....:|

نه خدا مرگم... انقدرا نرفت تا به ملکوت اعلا برسه!در حد پا قدم خانم س. رفت!

ایشون الان فرهنگی شدن!خخخخ

و هر چیزی به اصل خویش باز میگردد!همانا!

و طی همون جلسه اقای عباسی به این سمت منسوب شدن!



+آقای امینی رفت.....:|مثه "شاه رفت..." شد!این چه جمله ایه خو؟!

البته این الف.اون الف. نیستا!


+دوستم :) غصه نخوریا!دیو چو بیرون رود فرشته دراید!

خخخخ!

حالا این اقوی عباسی عباسی که میگن کی هست حالا؟!

باس به چشم برادری نگاش کنیم ایا؟!




برچسب: نویسنده: ابوالفضل هاشمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:13

صفحه بندی